Loading...

وبلاگ

رمز موفقیت در کار املاک با وجود ورشکستگی

بسیاری از افراد موفق را میشناسم که با الهام از کتاب های موفقیت و تجربیات آنها توانسته اند موفق شوند. انسان ی زیادی را میشناسم که با الهام از داستان افرادی که توانسته اند بر مشکلات خود غلبه کنند  تونته اند راه پیروزی را پیدا کنند.

من اولین تجربه بیزنس خودم در املاک و رو با شکست رو به رو شدم و بعد از اون هیچ پولی نداشتم ، در حقیقت من تمام پول خودم رو در یک پیش فروش از دست دادم.

اما امروز میخوام که تجربه خودم و در زیمنه املاک و مستغلات رو برای شما بازگو کنم و راه کار ها و روش های موفقیت تو این زمینه رو با شما در میان بگذارم.

امروز میخوام به شما بگم که : شما چطور میتونید در املاک و مستغلات بدون پول سرمایه گذاری کنید؟

بسیاری از افراد هستن که ورشکسته شدن تو زمینه کاری خودشونو به منزله پایان راه کاری و بیزنس خودشون میدونن، اما من اینجام تا به عنوان یک سرمایه گذار در زمینه ملک با تجربه شخصی خودم به شما بگم که من به صورت تجربی کاملا فهمیدم که پول نقد برای رشد و پیشرفت و موفق شدن در زمینه املاک و مستغلات به تنهایی کافی نیست.

من منکر مزایای داشتن سرمایه در ابتدای کار(مخصوصا در زمینه ملک) نمیشم ، و یقینا داشتن سرمایه در شروع کار مزایای خود را دارد ، اما تجربه من(نداشتن سرمایه) در ابتدای کار، باعث شد که من خلاقیت بیشتری را از خود نشان دهم.
بدون سرمایه اولیه من نمیتوناستم در این زمینه(ملک و مستغلات) به صورت گذشته و شکل سنتی خود معاملاتم را پیش ببرم و یا وامی بگیرم و…

در اینجا قصد دارم به تمام این مهارت هایی که من در تجربه شکست خود بدست اوردم بیان کنم. پس با من در ادامه همراه باشید.

رمز موفقیت در کار املاک

خرید خانه بدون پول خودم(پولی نداشتم!)

این اولین فکری بود که من به سرم زد و قصد داشتم آن را اجرا کنم.من تصمیم گرفتم تا با دریافت وام یا یک شریک مالی( کسی که بتونه تمامی هزینه ها رو تامین بکنه) بتونم دوباره وارد این عرصه بشم و به شکل سابق به معاملات خودم ادامه بدم.
اما با توجه به قیمت بالای املاک و عدم اطمینان از سود دهی این نوع معاملات هیچ سرمایه گذاری پیدا نشد که تو این راه به من کمک کنه و حاضر باشه با من شراکت کنه. من حتی تصمیم گرفتم که از صندوق های دولیت وام های بازسازی و … دریافت کنم، اما بعد ها به خاطر وجود مالیات و سود بالا از این اقدام صرف نظر کردم.

پس در این راه هم من به بن بست خوردم، اما باعث شد که راه دیگری را پیدا کنم …

مذاکره خلاقانه با فروشندگان ملک

بعد از مدتی من تصمیم گرفتم که به سراغ املاکی برم که احتیاج به بازسازی دارند، و با نحوه حرف زدن با فروشندگان اون ها رو قانع بکنم و بتونم ملک رو با قیمت مناسب خریداری بکنم. با این کار من میتونستم با توجه به اختلاف قیمت شفاف ، مجداا با سرمایه گذار ها وارد مذاکره بشم و بتونم که اعتماد اون ها رو جلب بکنم.

این عالی بود… الا سرمایه گذرانی بودند که قصد داشتن تمامی هزینه های معاملات من رو تامین بکنند تا این معالات رو انجام بدیم.

اما خب باز هم من مشکلات خاص خودم رو تو این راه داشتم، من مجبور بودم به سراغ خانه هایی برم که مشکلات ظاهری (مثل ساخت قدیمی و خرابی و…) داشتند برم، و باید همه اون ها رو تعمیر میکردم و مشکلاتی از قبیل مذاکرات با پیمانکار ها برای تعمیرات و… هنوز برای من وجود داشت. در بعضی مواقع هزینه این پیمانکار ها وتعمیرات این املاک انقدر بالا بود که شاید باعث میشد معاملات برای من سودی نداشته باشند.

هر یک از این مشکلات واقعا کافی بود تا هر کسی رو مجاب بکنه که این کار رو رها بکنه ، اما من ادامه دادم…

 

من یاد گرفتم که چطور بدون سپرده شخصی خودم کار رو انجام بدم

در اولین تجربه معامله خودم، بعد از اینکه تونستم اعتماد سرمایه گذار رو جلب بکنم، هزینه اولیه ای که پیمانکار برای شروع درخواست کرده بود تا کار رو انجام بده رو نداشتم، من مجبور شدم که با پیمانکاری زیادی وارد مذاکره بشم و به اون آنها اطمینان بدم(با استفاده از پول سرمایه گذار ها-اما نه در حساب من) که بعد از پایان کار با اونها به طور کامل تسویه حساب بکنم.
خوشبختناه بعد از کلی مذاکره تونسستم یک پیمانکار رو پیدا کنم که این کار رو برای من انجام بده.

قدرت استفاده از سرمایه به دست آمده

خبر بد : فرض کنید در حین انجام کار پیمانکار به شما بگوید که برای در تخمین اشتباه کرده است و به پول بیشتری برای پیاده سازی و تعمیر ملک دارد ودر ضمن برای ادامه کار نیازمند پول نقد است…
شاید اگر پول نقدی داشتم(که نداشتم) در اختیار پیمانکار قرار میدادم، اما من نمیتوناستم به هیچ وجه به پیانکار پولی بیشتر از آنچه تعیین شده بود بدهم. البته من از قبل در مذاکره اولیه توضیح داده بودم که بودجه من چیست و چطور قرار است که کار را انجام دهد.

پیانکار وقتی از برخورد من را با این مسئله دید خودش مجبور شد که پی راه حل باشه و خوشبخانه تونست که یک راه حل خلاقانه برای موضوع پیدا کنه.

این مهارتی است که من تا امروز از اون استفاده میکنم

من طی این تجربه یاد گرفتم که چطور خلاق باشم، یاد گرفتم که چطور باید مذاکره بکنم و.. همه این ها مهارت هایی است که من از روز اول(شروع کار حرفه ای در زمینه ملک و مستغلات) تا الان به طور مرتب استفاده میکنم.من یاد گرفتم که چطور یک عدد رو در ذهنم داشته باشم و همه کار ها رو برای رسیدن به اون عدد برنامه ریزی کنم و هیپ پول اضافی در این راه خرج نکنم.

من خیلی از همکارانم در این زمینه رو دیدم که عینا کار من رو انجام می دهند، اما به گفته پیمانکار پول بیشتری رو در اختیار اونها قرار می دهند( و همین دلیل عدم پیروزی اون ها است).

پند اخلاقی این داستان چیست ؟

حتی اگر پول دارید طوری رفتار کنید که انگار ندارید . و سعی کنید در همه مراحل معامله صرفه جویی داشته باشید.

پس آیا ورشکستگی مالی پایان شغل شماست و یا فرصتی برای تحول ؟

پاسخ را خود شما مشخص میکنید . شما هستید که انتخاب میکنید از آن چطور تعبیر کنید . امیدوارم شما هم مثل من که مجبور بودم خلاق ، خستگی ناپذیر و سرزنده بودم باشید .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *